沙姆斯集› 嘎扎勒 2005› 诗联 12 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۰۰۵
- دانهای کان در زمین غیب بود سر زد و همچون درختی شد عیان
G2005:12
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 چه نشستی دور چون بیگانگان·اندرآ در حلقه دیوانگان
- 2 شرم چه بود عاشقی و آن گاه شرم·جان چه باشد این هوس و آن گاه جان
- 3 میفروشد او به جانی بوسهای·رو بخر کان رایگان است رایگان
- 4 آنک عشقش خانهها برهم زدهست·آمد اندر خانه همسایگان
- 5 کف برآوردهست این دریا ز عشق·سر فروکردهست آن مه ز آسمان
- 6 ای ببسته خوابها امشب بیا·خواب ما را بین چو وصلت بینشان
- 7 هر شهی را بندگانش حارسند·شاه ما مر بندگان را پاسبان
- 8 شاه ما از خواب و بیداری برون·در میان جان ما دامن کشان
- 9 اندر این شب مینماید صورتی·مشعله در دست یا رب کیست آن
- 10 خواب جست و شورش افزودن گرفت·یاد آمد پیل را هندوستان
- 11 آتش عشق خدا بالا گرفت·تیر تقدیر خدا جست از کمان
- 12 دانهای کان در زمین غیب بود·سر زد و همچون درختی شد عیان
- 13 برق جست و آتشی زد در درخت·آتش و برق شگرف بیامان
- 14 سبزتر میشد ز آتش آن درخت·میشکفت از برق و آتش گلستان
- 15 این درختان سبز از آتش شوند·آب دارد این درختان را زبان
- 16 تا توی پیدا نهان گردد درخت·او شود پیدا چو تو گردی نهان
- 17 شمس تبریز است باغ عشق را·هم طراوت هم نما هم باغبان
ganjoor: sh2005 · public domain