沙姆斯集› 嘎扎勒 2215› 诗联 7 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۲۱۵
- هجر خویشم منما، هجر تو بس سنگ دلست ای شده لعل ز تو سنگ بدخشان، تو مرو
G2215:7
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 گر رَود دیده و عقل و خرد و جان، تو مرو·که مرا دیدنِ تو بهتر از ایشان، تو مرو
- 2 آفتاب و فلک اندر کَنَفِ سایهٔ توست·گر رَود این فلک و اختر تابان، تو مرو
- 3 ای که دُردِ سخنت صافتر از طبعِ لطیف·گر رَود صَفوَتِ این طبعِ سخندان، تو مرو
- 4 اهل ایمان همه در خوفِ دَمِ خاتمتند·خوفم از رفتنِ توست ای شهِ ایمان، تو مرو
- 5 تو مرو، گر برَوی جانِ مرا با خود بر·ور مرا مینبری با خود از این خوان، تو مرو
- 6 با تو هر جزو جهان باغچه و بُستانست·در خزان گر برود رونقِ بُستان، تو مرو
- 7 هجر خویشم منما، هجر تو بس سنگ دلست·ای شده لعل ز تو سنگ بدخشان، تو مرو
- 8 کی بود ذرّه که گوید: «تو مرو» ای خورشید·کی بود بنده که گوید به تو سلطان: «تو مرو»
- 9 لیک تو آبِ حیاتی، همه خَلقان ماهی·از کمالِ کرم و رحمت و احسان، تو مرو
- 10 هست طومارِ دلِ من به درازیِ ابد·برنوشته ز سرش تا سویِ پایان، تو مرو
- 11 گر نترسم ز ملالِ تو بخوانم صد بیت·که ز صد بهتر و ز هجده هزاران، تو مرو
ganjoor: sh2215 · public domain