沙姆斯集› 嘎扎勒 2696› 诗联 3 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۶۹۶
- چو تاری گشتم از آواز چنگی نوایش فاش و پیدا نیست تاری
G2696:3
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 مرا در خنده میآرد بهاری·مرا سرگشته میدارد خماری
- 2 مرا در چرخ آوردهست ماهی·مرا بییار گردانید یاری
- 3 چو تاری گشتم از آواز چنگی·نوایش فاش و پیدا نیست تاری
- 4 جهانی چون غباری او برانگیخت·که پنهان شد چو بادی در غباری
- 5 حیاتی چون شرار آن شه برافروخت·که پنهان شد چو سوزی در شراری
- 6 جمال گلستان آن کس برآراست·که پنهان شد چو گل در جان خاری
- 7 دلم گوید که ساقی را تو میگو·که جانم مست آن باقی است باری
- 8 دلم چون آینه خاموش گویاست·به دست بوالعجب آیینه داری
- 9 کز او در آینه ساعت به ساعت·همیتابد عجب نقش و نگاری
ganjoor: sh2696 · public domain