沙姆斯集› 嘎扎勒 2719› 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۷۱۹
- ز شب رفتن ز چالاکی چه آید چو ذوالعرشت کند می پاسبانی
G2719:4
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 مگر تو یوسفان را دلستانی·مگر تو رشک ماه آسمانی
- 2 مها از بس عزیزی و لطیفی·غریب این جهان و آن جهانی
- 3 روانهایی که روز تو شنیدند·به طمع تو گرفته شب روانی
- 4 ز شب رفتن ز چالاکی چه آید·چو ذوالعرشت کند می پاسبانی
- 5 منم آن کز دم عیسی بمردم·مرا کشتهست آب زندگانی
- 6 چنین مرگی که مردم زنده گردم·گرت بینم ایا فخر الزمانی
- 7 دلم از هجر تو خون گشت لیکن·از آن خون رست صورتهای جانی
- 8 ز درد تو رواق صاف جوشید·ز درد خمهای خسروانی
- 9 خداوندی است شمس الدین تبریز·که او را نیست در آفاق ثانی
- 10 برید آفرینش در دو عالم·نیاوردهست چون او ارمغانی
- 11 هزاران جان نثار جان او باد·که تا گردند جانها جاودانی
- 12 دریغا لفظها بودی نوآیین·کز این الفاظ ناقص شد معانی
ganjoor: sh2719 · public domain