沙姆斯集› 嘎扎勒 2811› 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۸۱۱
- من ز شمعِ عشق او نان پارهای میخواستم گفت بنویسید توقیعش پیِ پروانگی
G2811:4
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 از هوای شمس دین بنگر تو این دیوانگی·با همه خویشان گرفته شیوهی بیگانگی
- 2 وحشِ صحرا گشته و رسوایِ بازاری شده·از هوایِ خانهیِ او صد هزاران خانگی
- 3 صاعقه هجرش زده برسوخته یک بارگی·عقل و شرم و فهم و تقوا دانش و فرزانگی
- 4 من ز شمعِ عشق او نان پارهای میخواستم·گفت بنویسید توقیعش پیِ پروانگی
- 5 ای گشاده قلعههای جان به چشم ِ آتشین·ای هزاران صف دریده عشقت از مردانگی
- 6 ای خداوند شمسِ دین صد گنج خاک است پیشِ تو·تا چه باشد عاشق بیچارهای یک دانگی !
- 7 صد غریو و بانگ اندر سقفِ گردون افکنیم·من نیام در عشق پابرجایِ تو یک بانگی
- 8 عقل را گفتم میانِ جان و جانان فرق کن·شانهی عقلم ز فرقش یاوه کرده شانگی
ganjoor: sh2811 · public domain