沙姆斯集 嘎扎勒 2811 诗联 7 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۸۱۱

  1. صد غریو و بانگ اندر سقفِ گردون افکنیم من نی‌ام در عشق پابرجایِ تو یک بانگی

G2811:7

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 از هوای شمس دین بنگر تو این دیوانگی·با همه خویشان گرفته شیوه‌ی بیگانگی
  2. 2 وحشِ صحرا گشته و رسوایِ بازاری شده·از هوایِ خانه‌یِ او صد هزاران خانگی
  3. 3 صاعقه هجرش زده برسوخته یک بارگی·عقل و شرم و فهم و تقوا دانش و فرزانگی
  4. 4 من ز شمعِ عشق او نان پاره‌ای می‌خواستم·گفت بنویسید توقیعش پیِ پروانگی
  5. 5 ای گشاده قلعه‌های جان به چشم ِ آتشین·ای هزاران صف دریده عشقت از مردانگی
  6. 6 ای خداوند شمسِ دین صد گنج خاک است پیشِ تو·تا چه باشد عاشق بیچاره‌ای یک دانگی !
  7. 7 صد غریو و بانگ اندر سقفِ گردون افکنیم·من نی‌ام در عشق پابرجایِ تو یک بانگی
  8. 8 عقل را گفتم میانِ جان و جانان فرق کن·شانه‌ی عقلم ز فرقش یاوه کرده شانگی

ganjoor: sh2811 · public domain