沙姆斯集› 嘎扎勒 42› 诗联 5 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۴۲
- هر کی ز تو نیست جدا، هیچ نمیرد به خدا آنگه اگر مرگ بود پیش تو باری صنما
G42:5
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 کار تو داری صنما قدر تو باری صنما·ما همه پابسته تو شیر شکاری صنما
- 2 دلبر بیکینه ما شمع دل سینه ما·در دو جهان در دو سرا کار تو داری صنما
- 3 ذره به ذره برِ تو سجدهکنان بر درِ تو·چاکر و یاریگر تو آه چه یاری صنما
- 4 هر نفسی تشنهترم بستهٔ جوع البقرم·گفت که دریا بخوری؟ گفتم کهآری صنما
- 5 هر کی ز تو نیست جدا، هیچ نمیرد به خدا·آنگه اگر مرگ بود پیش تو باری صنما
- 6 نیست مرا کار و دکان هستم بیکار جهان·زان که ندانم جز تو کارگزاری صنما
- 7 خواه شب و خواه سحر نیستم از هر دو خبر·کیست خبر چیست خبر روز شماری صنما
- 8 روز مرا دیدن تو شب غم ببریدن تو·از تو شبم روز شود همچو نهاری صنما
- 9 باغ پر از نعمت من گلبن بازینت من·هیچ ندید و نبود چون تو بهاری صنما
- 10 جسم مرا خاک کنی خاک مرا پاک کنی·باز مرا نقش کنی ماهعذاری صنما
- 11 فلسفیَک کور شود نور از او دور شود·زو ندمد سنبل دین چونک نکاری صنما
- 12 فلسفی این هستی من عارف تو مستی من·خوبی این زشتی آن هم تو نگاری صنما
ganjoor: sh42 · public domain