沙姆斯集 嘎扎勒 586 诗联 5 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۵۸۶

  1. دو کاشانه‌ست در عالم یکی دولت یکی محنت به ذات حق که آن عاشق از این هر دو به درباشد

G586:5

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 سعادت‌جو دگر باشد و عاشق خود دگر باشد·ندارد پای عشق او کسی کش عشق سر باشد
  2. 2 مراد دل کجا جوید بقای جان کجا خواهد·دو چشم عشق پرآتش که در خون جگر باشد
  3. 3 ز بدحالی نمی‌نالد دو چشم از غم نمی‌مالد·که او خواهد که هر لحظه ز حال بد بتر باشد
  4. 4 نه روز بخت می‌خواهد نه شب آرام می‌جوید·میان روز و شب پنهان دلش همچون سحر باشد
  5. 5 دو کاشانه‌ست در عالم یکی دولت یکی محنت·به ذات حق که آن عاشق از این هر دو به درباشد
  6. 6 ز دریا نیست جوش او که در بس یتیمست او·از این کان نیست روی او اگر چه همچو زر باشد
  7. 7 دل از سودای شاه جان شهنشاهی کجا جوید·قبا کی جوید آن جانی که کشته آن کمر باشد
  8. 8 اگر عالم هما گیرد نجوید سایه‌اش عاشق·که او سرمست عشق آن همای نام ور باشد
  9. 9 اگر عالم شکر گیرد دلش نالان چو نی باشد·وگر معشوق نی گوید گدازان چون شکر باشد
  10. 10 ز شمس الدین تبریزی مقیم عشق می‌گویم·خداوندا چرا چندین شهی اندر سفر باشد

ganjoor: sh586 · public domain