沙姆斯集› 嘎扎勒 721› 诗联 3 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۷۲۱
- او را چه خبر بود ز عالم کز باخبران خبر ندارد
G721:3
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 هر سینه که سیمبر ندارد·شخصی باشد که سر ندارد
- 2 وان کس که ز دام عشق دورست·مرغی باشد که پر ندارد
- 3 او را چه خبر بود ز عالم·کز باخبران خبر ندارد
- 4 او صید شود به تیر غمزه·کز عشق سر سپر ندارد
- 5 آن را که دلیر نیست در راه·خود پنداری جگر ندارد
- 6 در راه فکندهاست دری·جز او که فکند برندارد
- 7 آن کس که نگشت گرد آن در·بس بیگهرست و فر ندارد
- 8 وقت سحرست هین بخسبید·زیرا شب ما سحر ندارد
ganjoor: sh721 · public domain