沙姆斯集 嘎扎勒 721 诗联 5 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۷۲۱

  1. آن را که دلیر نیست در راه خود پنداری جگر ندارد

G721:5

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 هر سینه که سیمبر ندارد·شخصی باشد که سر ندارد
  2. 2 وان کس که ز دام عشق دورست·مرغی باشد که پر ندارد
  3. 3 او را چه خبر بود ز عالم·کز باخبران خبر ندارد
  4. 4 او صید شود به تیر غمزه·کز عشق سر سپر ندارد
  5. 5 آن را که دلیر نیست در راه·خود پنداری جگر ندارد
  6. 6 در راه فکنده‌است دری·جز او که فکند برندارد
  7. 7 آن کس که نگشت گرد آن در·بس بی‌گهرست و فر ندارد
  8. 8 وقت سحرست هین بخسبید·زیرا شب ما سحر ندارد

ganjoor: sh721 · public domain