اقرأ› دفتر ٥› قصة الجارية التي كانت تشتهي الحمار، وقد علّمته كيف يشبع شهوتها كالبشر، وكانت تضع قرعة على قضيب الحمار لئلا يتجاوز الحد. علمت السيدة بذلك، ولكنها لم ترَ القرعة. فأبعدت الجارية بحجة، ثم اجتمعت مع الحمار بلا قرعة فماتت فضيحةً. عادت الجارية متأخرة ونوحت: "يا روحي ويا نور عيني! رأيت الذكر ولم ترَ القرعة! رأيت القضيب ولم ترَ ذلك الآخر!" كل ناقص ملعون، أي كل نظر وفهم ناقص ملعون، وإلا فالناقصون ظاهرًا من الجسد مرحومون ليسوا ملعونين، اقرأ: "ليس على الأعمى حرج"، فنفى الحرج ونفى اللعنة ونفى العتاب والغضب› بيت ١٣٦٢
M5:1362 — از طرب گشته بزان زن هزار / در شرار شهوت خر بیقرار
M5:1362
المعنى والشرح · به زبانِ تو — بلغتك · AI
خاتون از شدت هیجان و شهوت، مانند بزی وحشی بالا و پایین میپرید و در آتش میل جنسی به خر، بیقراری میکرد.
این بیت اوج هیجان شهوانی و نابخردی خاتون را به تصویر میکشد. مولانا او را در حالتی حیوانی توصیف میکند؛ «بزان گشتن» یا مانند بز جستوخیز کردن، کنایه از شادیای است که عقل و وقار انسانی را زایل کرده و به حرکتی غریزی و سبکسرانه تبدیل شده است.
این تصویر، مقدمهای است برای فاجعهای که در پیش است. این شادی کور و بیمهار، ناشی از غلبهٔ شهوت است؛ شهوتی که حقیقت را وارونه جلوه میدهد و خطر مرگبار را به چشم او لذتی بینظیر مینمایاند. او در «شرار» یا جرقههای آتشین این شهوت اسیر شده و کاملاً «بیقرار» است. این بیقراری، همان عجله و بیدقتیای است که باعث میشود او به «کدو» (عقل و احتیاط) توجه نکند و کورکورانه خود را به هلاکت بیندازد. در نگاه مولانا، این زن نماد نفسی است که وقتی شهوت بر آن حاکم شود، زشتی را زیبایی میبیند و با پای خود به مسلخ میرود.
- طرب
- شادی و خوشی بسیار، وجد و سرور
- بزان گشتن
- مانند بز جستوخیز کردن، از شدت شادی بالا و پایین پریدن
- شرار
- جرقهٔ آتش، شعله
- بیقرار
- ناآرام، بیتاب، مضطرب
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.