اقرأ› دفتر ٥› قصة الجارية التي كانت تشتهي الحمار، وقد علّمته كيف يشبع شهوتها كالبشر، وكانت تضع قرعة على قضيب الحمار لئلا يتجاوز الحد. علمت السيدة بذلك، ولكنها لم ترَ القرعة. فأبعدت الجارية بحجة، ثم اجتمعت مع الحمار بلا قرعة فماتت فضيحةً. عادت الجارية متأخرة ونوحت: "يا روحي ويا نور عيني! رأيت الذكر ولم ترَ القرعة! رأيت القضيب ولم ترَ ذلك الآخر!" كل ناقص ملعون، أي كل نظر وفهم ناقص ملعون، وإلا فالناقصون ظاهرًا من الجسد مرحومون ليسوا ملعونين، اقرأ: "ليس على الأعمى حرج"، فنفى الحرج ونفى اللعنة ونفى العتاب والغضب› بيت ١٣٨٣
M5:1383 — هم بر آن کرسی که دید او از کنیز / تا رسد در کام خود آن قحبه نیز
M5:1383
المعنى والشرح · به زبانِ تو — بلغتك · AI
خاتون بر همان صندلی مخصوصی که دیده بود کنیز از آن استفاده میکند قرار گرفت تا او نیز بتواند به خواسته و شهوت خود دست یابد.
این بیت لحظهای کلیدی در داستان را به تصویر میکشد. خاتون که از روی کنجکاوی و شهوت، رابطهٔ پنهانی کنیز خود با خر را تماشا کرده، اکنون تصمیم گرفته است که خود آن عمل را تکرار کند. او با دقت تمام جزئیات ظاهری را تقلید میکند و بر همان «کرسی» یا تختی که ابزار کار کنیز بود، قرار میگیرد.
نکتهٔ مهم در این بیت، تأکید مولوی بر تقلید کورکورانه و ناقص است. خاتون فقط ظاهر ماجرا را دیده است (استفاده از کرسی) اما از «دقیقه» یا نکتهٔ ظریف و حیاتی آن، یعنی استفاده از کدو برای کنترل آلت خر، بیخبر است. این جهل به باطن و اکتفا به ظاهر، او را مستقیم به سوی هلاکت میبرد. مولوی با استفاده از واژهٔ تند «قحبه»، شدت سقوط اخلاقی خاتون و تسلط شهوت حیوانی بر او را نشان میدهد. این داستان در کل، هشداری است دربارهٔ پیروی از نفس امّاره و خطرات فهم سطحی و ناقص که به جای کامیابی، به نابودی میانجامد.
- کرسی
- در اینجا به معنی تخت، چهارپایه یا وسیلهای که برای انجام عمل به کار میرفت.
- کام
- آرزو، میل، خواستهٔ دل، شهوت.
- قحبه
- فاحشه، زن بدکاره. واژهای توهینآمیز برای تحقیر.
- نیز
- هم، همچنین.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.