اقرأ› دفتر ٥› قصة الجارية التي كانت تشتهي الحمار، وقد علّمته كيف يشبع شهوتها كالبشر، وكانت تضع قرعة على قضيب الحمار لئلا يتجاوز الحد. علمت السيدة بذلك، ولكنها لم ترَ القرعة. فأبعدت الجارية بحجة، ثم اجتمعت مع الحمار بلا قرعة فماتت فضيحةً. عادت الجارية متأخرة ونوحت: "يا روحي ويا نور عيني! رأيت الذكر ولم ترَ القرعة! رأيت القضيب ولم ترَ ذلك الآخر!" كل ناقص ملعون، أي كل نظر وفهم ناقص ملعون، وإلا فالناقصون ظاهرًا من الجسد مرحومون ليسوا ملعونين، اقرأ: "ليس على الأعمى حرج"، فنفى الحرج ونفى اللعنة ونفى العتاب والغضب› بيت ١٣٨٤
M5:1384 — پا بر آورد و خر اندر ویی سپوخت / آتشی از کیر خر در وی فروخت
M5:1384
المعنى والشرح · به زبانِ تو — بلغتك · AI
این بیت لحظهای را توصیف میکند که زن، در تقلید کورکورانه از کنیز، خود را در اختیار خر قرار میدهد و حیوان به او تجاوز میکند و این عمل، آغازی بر نابودی فجیع او میشود.
این بیت نقطه اوج تراژدی زنی است که شهوت، چشم عقلش را کور کرده است. او صحنهای را دیده (رابطه کنیز و خر) اما به «دقیقه» و نکتهٔ کلیدی آن (استفاده از کدو برای کنترل) پی نبرده است. عمل او صرفاً یک تقلید ظاهری و ناقص است. مولانا با تصویر «آتش» نشان میدهد که این عمل، نه لذتبخش، که آغاز سوختن و نابودی کامل است. این «آتش» هم درد فیزیکی ویرانگر است و هم نماد آتشی که نفس سرکش در جان انسان میافروزد و او را به هلاکت میکشاند.
در داستان، این زن نماد سالکی است که تنها به ظاهر اعمال و مناسک توجه میکند و از درک حکمت و باطن آن عاجز است. او میبیند که عارفان از عبادات خود لذت میبرند و به مراتب بالا میرسند، اما چون از «راز» و «دقیقه»ی کار آنها (یعنی اخلاص، معرفت و کنترل نفس) بیخبر است، تقلید کورکورانهاش نه تنها او را به مقصد نمیرساند، بلکه به نابودی کامل روح و جسمش منجر میشود. این بیت هشداری است دربارهٔ خطر پیروی از شهوات و تقلید جاهلانه در مسیر معنوی.
- سپوخت
- فرو کرد، با فشار داخل کرد، سپوختن مصدر آن است
- اندر ویی
- در او، در آن زن
- فروخت
- در اینجا به معنی افروخت، روشن کرد، شعلهور ساخت
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.