اقرأ› دفتر ٥› قصة الجارية التي كانت تشتهي الحمار، وقد علّمته كيف يشبع شهوتها كالبشر، وكانت تضع قرعة على قضيب الحمار لئلا يتجاوز الحد. علمت السيدة بذلك، ولكنها لم ترَ القرعة. فأبعدت الجارية بحجة، ثم اجتمعت مع الحمار بلا قرعة فماتت فضيحةً. عادت الجارية متأخرة ونوحت: "يا روحي ويا نور عيني! رأيت الذكر ولم ترَ القرعة! رأيت القضيب ولم ترَ ذلك الآخر!" كل ناقص ملعون، أي كل نظر وفهم ناقص ملعون، وإلا فالناقصون ظاهرًا من الجسد مرحومون ليسوا ملعونين، اقرأ: "ليس على الأعمى حرج"، فنفى الحرج ونفى اللعنة ونفى العتاب والغضب› بيت ١٣٨٧
M5:1387 — دم نزد در حال آن زن جان بداد / کرسی از یکسو زن از یکسو فتاد
M5:1387
المعنى والشرح · به زبانِ تو — بلغتك · AI
زن در همان لحظه و بدون اینکه بتواند نفسی بکشد، جان باخت و از روی چهارپایه به یک سو و چهارپایه به سوی دیگر بر زمین افتادند.
این بیت لحظهٔ مرگ آنی و فجیع خاتون را به تصویر میکشد. او که از روی تقلید کورکورانه و شهوت مهارنشده، بدون در نظر گرفتن «دقیقهٔ کدو» (یعنی همان جزئیات حیاتی و ظریف دانش معنوی) خود را در اختیار خر نفس قرار داده بود، بلافاصله هلاک میشود. مولانا با این تصویرسازی عریان و تکاندهنده، سرعت و قطعیت نابودی را نشان میدهد که در انتظار سالک بیبصیرت است.
افتادن زن و کرسی در دو جهت مخالف، نمادی از فروپاشی کامل و از هم گسیختگی است. دیگر نه جایگاهی (کرسی) برای او باقی مانده و نه جانی در بدن. این صحنهٔ هولناک، نتیجهٔ نهایی پیروی از «نظر ناقص» است؛ نگاهی که فقط ظاهر عمل (شهوترانی) را میبیند اما از حکمت و شرط لازم برای مهار آن (کدو) غافل است. در تمثیل مولانا، این سرنوشت هر کسی است که بیپروا و بدون راهنمایی یک پیر آگاه، خود را تسلیم نفس حیوانی (نفس بهیمی) میکند.
- دم نزد
- نفس نکشید، فرصت یک نفس هم پیدا نکرد
- در حال
- فوراً، بیدرنگ، در همان لحظه
- کرسی
- چهارپایه، صندلی کوچک و بدون پشتی
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.