اقرأ› دفتر ٥› قصة الجارية التي كانت تشتهي الحمار، وقد علّمته كيف يشبع شهوتها كالبشر، وكانت تضع قرعة على قضيب الحمار لئلا يتجاوز الحد. علمت السيدة بذلك، ولكنها لم ترَ القرعة. فأبعدت الجارية بحجة، ثم اجتمعت مع الحمار بلا قرعة فماتت فضيحةً. عادت الجارية متأخرة ونوحت: "يا روحي ويا نور عيني! رأيت الذكر ولم ترَ القرعة! رأيت القضيب ولم ترَ ذلك الآخر!" كل ناقص ملعون، أي كل نظر وفهم ناقص ملعون، وإلا فالناقصون ظاهرًا من الجسد مرحومون ليسوا ملعونين، اقرأ: "ليس على الأعمى حرج"، فنفى الحرج ونفى اللعنة ونفى العتاب والغضب› بيت ١٣٨٩
M5:1389 — مرگ بد با صد فضیحت ای پدر / تو شهیدی دیدهای از کیر خر
M5:1389
المعنى والشرح · به زبانِ تو — بلغتك · AI
مولانا با طنزی تلخ میگوید این زن که در راه شهوترانی کشته شد، مرگی خفتبار داشت و نمیتوان او را با شهیدان راه حق مقایسه کرد.
این بیت، نقطهی اوج اخلاقی داستان «کنیزک و خاتون» است. پس از توصیف مرگ هولناک و شرمآور خاتون که از تقلید کورکورانهی شهوت کنیزک ناشی شد، مولانا مستقیماً خواننده را خطاب قرار میدهد. او با یک پرسش بلاغی تکاندهنده، تضاد میان دو نوع مرگ را آشکار میکند: مرگ در راه خدا (شهادت) که اوج افتخار است، و مرگ در راه نفس اماره و شهوت حیوانی که نهایت خواری و رسوایی (فضیحت) است.
استفاده از کلمهی «شهید» در اینجا طعنهآمیز و کنایهدار است. مولانا میپرسد آیا کسی که اینگونه در بستر شهوت حیوانی جان میدهد، شایستهی نام «شهید» است؟ پاسخ آشکارا منفی است. این بیت مقدمهای است برای نتیجهگیری عرفانی داستان: نفس انسان مانند همان «خر» سرکش است و اگر انسان تسلیم آن شود، به چنین سرنوشت نکبتباری دچار خواهد شد. مرگ زن، نمادی از هلاکت روحانی کسی است که بدون معرفت و کنترل، خود را فدای امیال نفسانی میکند.
- فضیحت
- رسوایی، بیآبرویی، ننگ
- ای پدر
- ای خواننده، ای سالک؛ عبارتی برای خطاب صمیمانه و آموزگارانه
- شهید
- کشته شده در راه خدا؛ در اینجا با کنایه برای کسی که در راه شهوت مرده به کار رفته است.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.