اقرأ› دفتر ٥› قصة الجارية التي كانت تشتهي الحمار، وقد علّمته كيف يشبع شهوتها كالبشر، وكانت تضع قرعة على قضيب الحمار لئلا يتجاوز الحد. علمت السيدة بذلك، ولكنها لم ترَ القرعة. فأبعدت الجارية بحجة، ثم اجتمعت مع الحمار بلا قرعة فماتت فضيحةً. عادت الجارية متأخرة ونوحت: "يا روحي ويا نور عيني! رأيت الذكر ولم ترَ القرعة! رأيت القضيب ولم ترَ ذلك الآخر!" كل ناقص ملعون، أي كل نظر وفهم ناقص ملعون، وإلا فالناقصون ظاهرًا من الجسد مرحومون ليسوا ملعونين، اقرأ: "ليس على الأعمى حرج"، فنفى الحرج ونفى اللعنة ونفى العتاب والغضب› بيت ١٣٩٠
M5:1390 — تو عذاب الخزی بشنو از نبی / در چنین ننگی مکن جان را فدی
M5:1390
المعنى والشرح · به زبانِ تو — بلغتك · AI
مولانا به خواننده هشدار میدهد که از سرنوشت رسواکنندهی زن در داستان عبرت بگیرد و جان خود را قربانی امیال شرمآور و حیوانی نکند.
این بیت درست پس از توصیف مرگ هولناک و فضاحتبار خاتون به دست خر بیان میشود. مولانا بلافاصله از این داستان تکاندهنده یک نتیجهگیری اخلاقی و عرفانی ارائه میدهد و آن را به سطح بالاتری از معنا منتقل میکند.
عبارت «عذاب الخزی» مستقیماً از قرآن گرفته شده و به معنای «عذاب رسواکننده» است. مولانا با اشاره به کلام پیامبر (نبی)، به این هشدار وزن و اعتباری دینی میبخشد. او میگوید همانطور که پیامبران از عذاب خوارکنندهی آخرت خبر دادهاند، این داستان نیز نمونهای زمینی از چنان سرنوشتی است. «ننگ» در اینجا هم به عمل زشت و حیوانی خاتون اشاره دارد و هم بهطور کلی به تسلیم شدن در برابر شهوات پست نفسانی.
پیام اصلی این است که فدا کردن «جان» - که گوهری ارزشمند و الهی است - برای لذتی زودگذر و شرمآور، نهایت حماقت و خسران است. در ابیات بعدی، مولانا روشن میسازد که این داستان تمثیلی از نفس اماره (نفس بهیمی) است که اگر مهار نشود، انسان را به هلاکت و رسوایی ابدی میکشاند.
- عذاب الخزی
- عذاب رسوایی و خواری؛ عبارتی قرآنی.
- نبی
- پیامبر.
- فدی
- فدا، قربانی.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.