اقرأ› دفتر ٥› قصة الجارية التي كانت تشتهي الحمار، وقد علّمته كيف يشبع شهوتها كالبشر، وكانت تضع قرعة على قضيب الحمار لئلا يتجاوز الحد. علمت السيدة بذلك، ولكنها لم ترَ القرعة. فأبعدت الجارية بحجة، ثم اجتمعت مع الحمار بلا قرعة فماتت فضيحةً. عادت الجارية متأخرة ونوحت: "يا روحي ويا نور عيني! رأيت الذكر ولم ترَ القرعة! رأيت القضيب ولم ترَ ذلك الآخر!" كل ناقص ملعون، أي كل نظر وفهم ناقص ملعون، وإلا فالناقصون ظاهرًا من الجسد مرحومون ليسوا ملعونين، اقرأ: "ليس على الأعمى حرج"، فنفى الحرج ونفى اللعنة ونفى العتاب والغضب› بيت ١٤٠٨
M5:1408 — نعمت از دنیا خورد عاقل نه غم / جاهلان محروم مانده در ندم
M5:1408
المعنى والشرح · به زبانِ تو — بلغتك · AI
انسان خردمند میداند چگونه از لذتها و نعمتهای دنیوی به اندازه و با بصیرت استفاده کند، اما انسان نادان که مقلد و بیخبر است، در حسرت و پشیمانی گرفتار میماند.
این بیت در بطن داستان کنیزک و خاتون، یک اصل کلی را بیان میکند. خاتون، نماد انسان جاهل و مقلد است که فقط ظاهر لذت (دانهای که مرغ میبیند) را میبیند و از خطر پنهان در آن (دام) بیخبر است. او با تقلیدی کورکورانه و دانشی ناقص، خود را به هلاکت میاندازد و در نهایت، هم از لذت محروم میشود و هم جانش را از دست میدهد و تنها پشیمانی برایش میماند.
در مقابل، «عاقل» که در داستان همان کنیزک است، کسی است که به «علم کامل» مجهز است. او میداند که چگونه از یک موقعیت بالقوه خطرناک، لذتی کنترلشده و ایمن بسازد (استفاده از کدو). بنابراین، او از نعمت دنیا بهرهمند میشود، بیآنکه دچار غم و هلاکت شود. این تمثیل مولاناست برای نشان دادن تفاوت میان معرفت کامل و دانش سطحی. خردمند با قناعت و علم، مرزها را میشناسد و از زندگی لذت میبرد (کلوا... و لا تسرفوا)، اما جاهل به دلیل حرص و بیبصیرتی، خود را در دامی میاندازد که پایانش حسرت (ندم) و نابودی است.
- ندم
- پشیمانی، حسرت
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.