اقرأ› دفتر ٥› قصة الجارية التي كانت تشتهي الحمار، وقد علّمته كيف يشبع شهوتها كالبشر، وكانت تضع قرعة على قضيب الحمار لئلا يتجاوز الحد. علمت السيدة بذلك، ولكنها لم ترَ القرعة. فأبعدت الجارية بحجة، ثم اجتمعت مع الحمار بلا قرعة فماتت فضيحةً. عادت الجارية متأخرة ونوحت: "يا روحي ويا نور عيني! رأيت الذكر ولم ترَ القرعة! رأيت القضيب ولم ترَ ذلك الآخر!" كل ناقص ملعون، أي كل نظر وفهم ناقص ملعون، وإلا فالناقصون ظاهرًا من الجسد مرحومون ليسوا ملعونين، اقرأ: "ليس على الأعمى حرج"، فنفى الحرج ونفى اللعنة ونفى العتاب والغضب› بيت ١٤٠٩
M5:1409 — چون در افتد در گلوشان حبل دام / دانه خوردن گشت بر جمله حرام
M5:1409
المعنى والشرح · به زبانِ تو — بلغتك · AI
وقتی کسی در دامِ شهوت و حرص گرفتار میشود و عواقب مرگبار آن آشکار میگردد، دیگر فرصتی برای لذت بردن از آن چیزی که او را به دام انداخته، باقی نمیماند.
این بیت در ادامۀ داستان «کنیزک و خاتون» و با استفاده از تمثیل «مرغ و دانه و دام» بیان میشود. «دانه» نماد لذتها و نعمتهای دنیوی است و «دام» نماد خطرات و عواقب ویرانگری است که در دلِ حرص و زیادهروی نهفته است. مولانا میگوید افراد غافل و حریص، مانند مرغی بیخبر، چنان سرگرم چیدن دانه (لذت) میشوند که تله را نمیبینند.
این بیت لحظۀ سرنوشتساز را توصیف میکند: لحظهای که «طناب دام» (حبل دام) به دور گردنشان میافتد. در آن لحظه، دیگر کار از کار گذشته است. همان دانهای که لحظهای پیش منبع لذت بود، حالا بیمعنا و دستنیافتنی میشود. برای کسی که در حال جان دادن در تله است، فکر کردن به خوردنِ دانه پوچ و ناممکن است. این تصویر، وضعیتِ «خاتون» داستان را نشان میدهد که در اوجِ کامجویی، به دست همان لذت هلاک شد و دیگر فرصتی برای پشیمانی یا بازگشت نداشت. پیام اصلی این است که غفلت از عواقبِ پنهانِ لذتجوییِ بیحد و حصر، به محرومیتی ابدی و نابودی ختم میشود.
- حبل
- طناب، ریسمان
- گشت
- شد، گردید (فعل ربطی در فارسی کلاسیک)
- جمله
- همه، همگی
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.