اقرأ› دفتر ٥› قصة الجارية التي كانت تشتهي الحمار، وقد علّمته كيف يشبع شهوتها كالبشر، وكانت تضع قرعة على قضيب الحمار لئلا يتجاوز الحد. علمت السيدة بذلك، ولكنها لم ترَ القرعة. فأبعدت الجارية بحجة، ثم اجتمعت مع الحمار بلا قرعة فماتت فضيحةً. عادت الجارية متأخرة ونوحت: "يا روحي ويا نور عيني! رأيت الذكر ولم ترَ القرعة! رأيت القضيب ولم ترَ ذلك الآخر!" كل ناقص ملعون، أي كل نظر وفهم ناقص ملعون، وإلا فالناقصون ظاهرًا من الجسد مرحومون ليسوا ملعونين، اقرأ: "ليس على الأعمى حرج"، فنفى الحرج ونفى اللعنة ونفى العتاب والغضب› بيت ١٤١١
M5:1411 — مرغ غافل میخورد دانه ز دام / همچو اندر دام دنیا این عوام
M5:1411
المعنى والشرح · به زبانِ تو — بلغتك · AI
این بیت، مردم عادی و ناآگاه را به پرندهای تشبیه میکند که غافل از تله، سرگرم خوردن دانه است و نمیداند که لذتهای ظاهری دنیا، دامی برای به هلاکت کشاندن اوست.
مولانا در این بیت، داستان کنیزک و خاتون را به یک تمثیل کلیتر پیوند میزند. خاتون، نماد انسانی است که تنها ظاهر اعمال را میبیند و از باطن و حقیقت آن بیخبر است. او مانند «مرغ غافل» است که فریب دانهی لذت (شهوترانی با خر) را میخورد اما از «دام» (خطر مرگبار آن بدون رعایت احتیاط لازم) غافل است.
«عوام» در اینجا به معنای عموم مردم نیست، بلکه به آن دسته از افرادی اشاره دارد که سطحینگر و مقلد هستند و بدون راهنمایی یک «استاد» یا پیر کامل، دست به کارهای معنوی یا دنیوی خطرناک میزنند. دنیای مادی با لذتهای فریبندهاش، همانند دانهای است که برای به دام انداختن این افراد پاشیده شده است. همانطور که پرنده با خوردن دانه در تله گرفتار میشود و جانش را از دست میدهد، انسان غافل نیز با دل بستن به لذایذ زودگذر دنیوی، خود را در معرض هلاکت معنوی و گاه حتی جسمانی قرار میدهد. این بیت هشداری است دربارهی خطر تقلید کورکورانه و ضرورت آگاهی و بصیرت در هر کاری.
- غافل
- بیخبر، ناآگاه، کسی که توجه ندارد
- دام
- تله، وسیلهای برای شکار حیوانات
- عوام
- مردم عادی، در اینجا به معنی افراد سادهلوح و سطحینگر
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.