اقرأ› دفتر ٥› قصة الجارية التي كانت تشتهي الحمار، وقد علّمته كيف يشبع شهوتها كالبشر، وكانت تضع قرعة على قضيب الحمار لئلا يتجاوز الحد. علمت السيدة بذلك، ولكنها لم ترَ القرعة. فأبعدت الجارية بحجة، ثم اجتمعت مع الحمار بلا قرعة فماتت فضيحةً. عادت الجارية متأخرة ونوحت: "يا روحي ويا نور عيني! رأيت الذكر ولم ترَ القرعة! رأيت القضيب ولم ترَ ذلك الآخر!" كل ناقص ملعون، أي كل نظر وفهم ناقص ملعون، وإلا فالناقصون ظاهرًا من الجسد مرحومون ليسوا ملعونين، اقرأ: "ليس على الأعمى حرج"، فنفى الحرج ونفى اللعنة ونفى العتاب والغضب› بيت ١٤٢٢
M5:1422 — ای بسا زراق گول بیوقوف / از ره مردان ندیده غیر صوف
M5:1422
المعنى والشرح · به زبانِ تو — بلغتك · AI
بسیاری از مدعیان ریاکار و نادان، از طریقت و سلوک معنوی فقط ظواهر و آداب بیرونی آن مانند لباس پشمینه (خرقه) را میبینند و از حقیقت و باطن آن بیخبرند.
این بیت، داستان کنیزک و خاتون را به یک نتیجهگیری کلی و اخلاقی پیوند میزند. همانطور که خاتون فقط ظاهر عمل کنیزک (رابطه با خر) را دید و از جزء حیاتی و پنهان آن (کدو) غافل ماند و هلاک شد، بسیاری از سالکان دروغین نیز در مسیر معنوی، تنها به ظواهر امر توجه میکنند.
مولانا میگوید این افراد «زراق» (ریاکار) و در عین حال «گول» (فریبخورده) هستند. آنها با تقلید از ظواهر مردان حق، مانند پوشیدن «صوف» (لباس پشمی که نماد صوفیان بود)، دیگران و خودشان را فریب میدهند. آنها گمان میکنند که معنویت همین پوستین و آداب ظاهری است و از حقیقت و باطن «راه مردان» که همان تحول درونی، صدق و معرفت است، هیچ درک و تجربهای ندارند. این بیت هشداری است دربارهٔ خطر اکتفا به صورت و غفلت از معنا، که میتواند به هلاکت معنوی منجر شود.
- زراق
- ریاکار، فریبکار، کسی که به ظاهر خود را نیکوکار نشان میدهد.
- گول
- فریبخورده، سادهلوح، احمق.
- بیوقوف
- ناآگاه، بیخبر، کسی که به عمق مسائل پی نمیبرد.
- ره مردان
- راه و روش مردان خدا؛ طریقت و سلوک عرفانی.
- صوف
- پشم، لباس پشمی. در اینجا نماد لباس و ظواهر اهل تصوف است.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.