اقرأ› دفتر ٦› قصة بلال وهو يقول "أحد أحد" في حر الحجاز من محبة المصطفى عليه السلام في تلك الأوقات الصباحية، حيث كان سيده يضربه بغصن شائك من تعصب يهودي تحت شمس الحجاز، وكانت الدماء تتفجر من جسد بلال، فكانت "أحد أحد" تخرج منه بغير قصد، كما يخرج الأنين من المتألمين الآخرين بغير قصد، لأنه كان ممتلئاً بألم العشق، ولم يكن هناك مجال للاهتمام بدفع ألم الشوك، كَسحرة فرعون وجرجيس وغيرهم ممن لا يُحصى ولا يُعد› بيت ٩١٥
M6:915 — گر زنی در شاخ دستی کی هلد / هر کجا پیوند سازی بسکلد
M6:915
المعنى والشرح · به زبانِ تو — بلغتك · AI
این نیروی عظیم و گردانندهی عالم هستی، چنان قدرتمند است که هرگونه تلاش تو برای ایجاد ثبات یا برقراری پیوندی پایدار را در هم میشکند و با خود میبرد.
این بیت در ادامهی توصیف نیروی عشق الهی و قضا و قدر است که کل هستی، از عاشقان گرفته تا افلاک را بیوقفه در حرکت و گردش نگه داشته است. مولانا در ابیات قبل، عاشقان را به سنگی در آسیاب و دل را به ستارهای در آسمان تشبیه کرده که هر دو بیاختیار و بیقرار در حال چرخشاند.
در اینجا، این نیروی عظیم به درختی تشبیه میشود که شاخههایش در تندبادی سهمگین در حرکتاند. اگر کسی تلاش کند تا یکی از این شاخههای پر تحرک را با دست بگیرد و ثابت نگه دارد («گر زنی در شاخ دستی»)، شاخه از دستش رها میشود و به حرکت خود ادامه میدهد («کی هلد؟»). این نیرو هرگونه تلاش برای ایجاد پیوند و ثبات را ناکام میگذارد و آن را پاره میکند («هر کجا پیوند سازی بسکلد»).
پیام عرفانی بیت این است که در برابر جریان مقاومتناپذیر ارادهی الهی، تلاش انسان برای کنترل امور و ایجاد قرار و ثبات، بیفایده است. همانطور که نمیتوان شاخهای را در باد نگه داشت، نمیتوان در برابر سیلان تقدیر ایستاد. تنها راه، تسلیم شدن به این حرکت و همسو شدن با آن است، همان کاری که عاشقان حقیقی همچون بلال حبشی انجام میدهند.
- کی هلد
- کِی رها میکند؟ مگر میگذارد؟ (از مصدر هلیدن به معنای رها کردن و واگذاشتن)
- بسکلد
- میگسلد، پاره میکند (از مصدر گسستن)
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.