ديوان شمس› غزل ١٠٠١› بيت ٣ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۰۰۱
- صورت دل صورت مخلوق نیست کز رخ دل حسن خدا رو نمود
G1001:3
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 آه در آن شمع منور چه بود·کآتش زد در دل و دل را ربود
- 2 ای زده اندر دل من آتشی·سوختم ای دوست بیا زود زود
- 3 صورت دل صورت مخلوق نیست·کز رخ دل حسن خدا رو نمود
- 4 جز شکرش نیست مرا چارهای·جز لب او نیست مرا هیچ سود
- 5 یاد کن آن را که یکی صبحدم·این دلم از زلف تو بندی گشود
- 6 جان من اول که بدیدم تو را·جان من از جان تو چیزی شنود
- 7 چون دلم از چشمه تو آب خورد·غرقه شد اندر تو و سیلم ربود
ganjoor: sh1001 · public domain