ديوان شمس غزل ١٠٠١ بيت ٤ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۰۰۱

  1. جز شکرش نیست مرا چاره‌ای جز لب او نیست مرا هیچ سود

G1001:4

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 آه در آن شمع منور چه بود·کآتش زد در دل و دل را ربود
  2. 2 ای زده اندر دل من آتشی·سوختم ای دوست بیا زود زود
  3. 3 صورت دل صورت مخلوق نیست·کز رخ دل حسن خدا رو نمود
  4. 4 جز شکرش نیست مرا چاره‌ای·جز لب او نیست مرا هیچ سود
  5. 5 یاد کن آن را که یکی صبحدم·این دلم از زلف تو بندی گشود
  6. 6 جان من اول که بدیدم تو را·جان من از جان تو چیزی شنود
  7. 7 چون دلم از چشمه تو آب خورد·غرقه شد اندر تو و سیلم ربود

ganjoor: sh1001 · public domain