ديوان شمس› غزل ١٠٩٨› بيت ٤ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۰۹۸
- در خرابات دلم اندیشههاست در هم افتاده چو مستان ای پسر
G1098:4
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 آمدم من بیدل و جان ای پسر·رنگ من بین نقش برخوان ای پسر
- 2 نی غلط من نامدم تو آمدی·در وجود بنده پنهان ای پسر
- 3 همچو زر یک لحظه در آتش بخند·تا ببینی بخت خندان ای پسر
- 4 در خرابات دلم اندیشههاست·در هم افتاده چو مستان ای پسر
- 5 پای دار و شور مستان گوش دار·در شکست و جست دربان ای پسر
- 6 آمدم و آوردمت آیینهای·روی بین و رو مگردان ای پسر
- 7 کفر من آیینه ایمان توست·بنگر اندر کفر ایمان ای پسر
- 8 میزنم من نعرهها در خامشی·آمدم خاموش گویان ای پسر
ganjoor: sh1098 · public domain