ديوان شمس غزل ١٠٩٨ بيت ٦ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۰۹۸

  1. آمدم و آوردمت آیینه‌ای روی بین و رو مگردان ای پسر

G1098:6

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 آمدم من بی‌دل و جان ای پسر·رنگ من بین نقش برخوان ای پسر
  2. 2 نی غلط من نامدم تو آمدی·در وجود بنده پنهان ای پسر
  3. 3 همچو زر یک لحظه در آتش بخند·تا ببینی بخت خندان ای پسر
  4. 4 در خرابات دلم اندیشه‌هاست·در هم افتاده چو مستان ای پسر
  5. 5 پای دار و شور مستان گوش دار·در شکست و جست دربان ای پسر
  6. 6 آمدم و آوردمت آیینه‌ای·روی بین و رو مگردان ای پسر
  7. 7 کفر من آیینه ایمان توست·بنگر اندر کفر ایمان ای پسر
  8. 8 می‌زنم من نعره‌ها در خامشی·آمدم خاموش گویان ای پسر

ganjoor: sh1098 · public domain