ديوان شمس› غزل ١١٤٨› بيت ٢ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۱۴۸
- عجب که خواجه به رنگی که طفل بود بماند که ریش خواجه سیه بود و گشت رنگ دگر
G1148:2
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 کسی بگفت ز ما یا از اوست نیکی و شر·هنوز خواجه در اینست ریش خواجه نگر
- 2 عجب که خواجه به رنگی که طفل بود بماند·که ریش خواجه سیه بود و گشت رنگ دگر
- 3 بگویمت که چرا خواجه زیر و بالا گفت·بدان سبب که نگشتست خواجه زیر و زبر
- 4 به چار پا و دو پا خواجه گرد عالم گشت·ولیک هیچ نرفتست قعر بحر به سر
- 5 گمان خواجه چنانست که خواجه بهتر گشت·ولیک هست چو بیمار دق واپستر
- 6 به حجت و به لجاج و ستیزه افزون گشت·ز جان و حجت ذوقش نبود هیچ خبر
- 7 طریق بحث لجاجست و اعتراض و دلیل·طریق دل همه دیدهست و ذوق و شهد و شکر
ganjoor: sh1148 · public domain