ديوان شمس غزل ١١٤٨ بيت ٦ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۱۴۸

  1. به حجت و به لجاج و ستیزه افزون گشت ز جان و حجت ذوقش نبود هیچ خبر

G1148:6

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 کسی بگفت ز ما یا از اوست نیکی و شر·هنوز خواجه در اینست ریش خواجه نگر
  2. 2 عجب که خواجه به رنگی که طفل بود بماند·که ریش خواجه سیه بود و گشت رنگ دگر
  3. 3 بگویمت که چرا خواجه زیر و بالا گفت·بدان سبب که نگشتست خواجه زیر و زبر
  4. 4 به چار پا و دو پا خواجه گرد عالم گشت·ولیک هیچ نرفتست قعر بحر به سر
  5. 5 گمان خواجه چنانست که خواجه بهتر گشت·ولیک هست چو بیمار دق واپستر
  6. 6 به حجت و به لجاج و ستیزه افزون گشت·ز جان و حجت ذوقش نبود هیچ خبر
  7. 7 طریق بحث لجاجست و اعتراض و دلیل·طریق دل همه دیده‌ست و ذوق و شهد و شکر

ganjoor: sh1148 · public domain