ديوان شمس غزل ١٢٢٠ بيت ٨ → السابق

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۲۲۰

  1. خواب شدست نرگسش زود درآیم از پسش کرد سفر به خواب خوش راه سفر بگیرمش

G1220:8

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 دام دگر نهاده‌ام تا که مگر بگیرمش·آنک بجست از کفم بار دگر بگیرمش
  2. 2 آنک به دل اسیرمش در دل و جان پذیرمش·گرچه گذشت عمر من باز ز سر بگیرمش
  3. 3 دل بگداخت چون شکر بازفسرد چون جگر·باز روان شد از بصر تا به نظر بگیرمش
  4. 4 راه برم به سوی او شب به چراغ روی او·چون برسم به کوی او حلقه در بگیرمش
  5. 5 درد دلم بتر شده چهره من چو زر شده·تا ز رخم چو زر برد بر سر زر بگیرمش
  6. 6 گرچه کمر شدم چه شد هر چه بتر شدم چه شد·زیر و زبر شدم چه شد زیر و زبر بگیرمش
  7. 7 تا به سحر بپایمش همچو شکر بخایمش·بند قبا گشایمش بند کمر بگیرمش
  8. 8 خواب شدست نرگسش زود درآیم از پسش·کرد سفر به خواب خوش راه سفر بگیرمش

ganjoor: sh1220 · public domain