ديوان شمس غزل ١٢٩١ بيت ٥ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۲۹۱

  1. نقش تسلیم گشته پیش قلم گه پلنگش کنی و گاهی موش

G1291:5

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 توبه من درست نیست خموش·من بی‌توبه را به کس مفروش
  2. 2 بندهٔ عیب‌ناک را بمران·رحمت خویش را از او بمپوش
  3. 3 تو سمیع ضمیر و فکری و ما·لب ببسته همی‌زنیم خروش
  4. 4 هر غم و شادی‌یی که صورت بست·پیش تصویر توست خدمت کوش
  5. 5 نقش تسلیم گشته پیش قلم·گه پلنگش کنی و گاهی موش
  6. 6 می‌نماید فسرده هر چیزم·همچو دیگ‌ند هر یکی در جوش
  7. 7 می‌زند نعره‌های پنهانی·ذره ذره چو مرغ مرزنگوش
  8. 8 وقت آمد که بشنوید اسرار·می‌گشاید خدا شما را گوش
  9. 9 وقت آمد که سبزپوشان نیز·در رسند از رواق ازرق‌پوش

ganjoor: sh1291 · public domain