ديوان شمس› غزل ١٣٠٨› بيت ٣ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۳۰۸
- زهر اندر کام عاشق شهد گردد در زمان زان شکرهایی که روید هر دم از نیهای عشق
G1308:3
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 گر خمار آرد صداعی بر سر سودای عشق·دررسد در حین مدد از ساقی صهبای عشق
- 2 ور بدرد طبل شادی لشکر عشاق را·مژده انافتحنا دردمد سرنای عشق
- 3 زهر اندر کام عاشق شهد گردد در زمان·زان شکرهایی که روید هر دم از نیهای عشق
- 4 یک زمان ابری بیاید تا بپوشد ماه را·ابر را در حین بسوزد برق جان افزای عشق
- 5 در میان ریگ سوزان در طریق بادیه·بانگهای رعد بینی میزند سقای عشق
- 6 ساقیا از بهر جانت ساغری بر خلق ریز·یا صلا درده به سوی قامت و بالای عشق
- 7 شمس تبریز ار بتاند از قباب رشک حق·قبههای موج خیزد آن دم از دریای عشق
ganjoor: sh1308 · public domain