ديوان شمس› غزل ١٣٥٧› بيت ٢ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۳۵۷
- به روزه دار نیاید ز آب جز بانگی ولیک عاقبت آن بانگ هم رسد به عمل
G1357:2
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 پیام کرد مرا بامداد بحر عسل·که موج موج عسل بین به چشم خلق غزل
- 2 به روزه دار نیاید ز آب جز بانگی·ولیک عاقبت آن بانگ هم رسد به عمل
- 3 سماع شرفه آبست و تشنگان در رقص·حیات یابی از این بانگ آب اقل اقل
- 4 بگوید آب ز من رستهای به من آیی·به آخر آن جا آیی که بودهای اول
- 5 به جان و سر که از این آب بر سر ار ریزد·هزار طره بروید ز مشک بر سر کل
- 6 شراب خوار که نامیخت با شراب این آب·کشد خمار پیاپی تو باش لاتعجل
ganjoor: sh1357 · public domain