ديوان شمس غزل ١٣٥٧ بيت ٥ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۳۵۷

  1. به جان و سر که از این آب بر سر ار ریزد هزار طره بروید ز مشک بر سر کل

G1357:5

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 پیام کرد مرا بامداد بحر عسل·که موج موج عسل بین به چشم خلق غزل
  2. 2 به روزه دار نیاید ز آب جز بانگی·ولیک عاقبت آن بانگ هم رسد به عمل
  3. 3 سماع شرفه آبست و تشنگان در رقص·حیات یابی از این بانگ آب اقل اقل
  4. 4 بگوید آب ز من رسته‌ای به من آیی·به آخر آن جا آیی که بوده‌ای اول
  5. 5 به جان و سر که از این آب بر سر ار ریزد·هزار طره بروید ز مشک بر سر کل
  6. 6 شراب خوار که نامیخت با شراب این آب·کشد خمار پیاپی تو باش لاتعجل

ganjoor: sh1357 · public domain