ديوان شمس غزل ١٥٣٩ بيت ٧ → السابق

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۵۳۹

  1. تو اندر هیچ کویی درنگنجی و من اندر پی تو کو به کویم

G1539:7

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 مگردان روی خود ای دیده رویم·به من بنگر که تا از تو برویم
  2. 2 سبوی جسمم از چشمه‌ات پرآب است·مکن ای سنگ دل مشکن سبویم
  3. 3 تو جویایی و من جویانتر از تو·که داند تو چه جویی من چه جویم
  4. 4 همین دانم که از بوی گل تو·مثال گل قبا در خون بشویم
  5. 5 منم ضراب و عشقت چون ترازو·از این خاموش گویا چند گویم
  6. 6 زهی مشکل که تو خود سو نداری·و من در جستن تو سو به سویم
  7. 7 تو اندر هیچ کویی درنگنجی·و من اندر پی تو کو به کویم

ganjoor: sh1539 · public domain