ديوان شمس› غزل ١٥٩١› بيت ٣ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۵۹۱
- پنبهای از لاابالی در دو گوش دل نهم پند نپذیرم ز صبر و بندها را بشکنم
G1591:3
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 وقت آن آمد که من سوگندها را بشکنم·بندها را بردرانم پندها را بشکنم
- 2 چرخ بدپیوند را من برگشایم بند بند·همچو شمشیر اجل پیوندها را بشکنم
- 3 پنبهای از لاابالی در دو گوش دل نهم·پند نپذیرم ز صبر و بندها را بشکنم
- 4 مهر برگیرم ز قفل و در شکرخانه روم·تا ز شاخی زان شکر این قندها را بشکنم
- 5 تا به کی از چند و چون آخر ز عشقم شرم باد·کی ز چونی برتر آیم چندها را بشکنم
ganjoor: sh1591 · public domain