ديوان شمس غزل ١٦٤٧ بيت ٤ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۶۴۷

  1. روز آن است که تشریف بپوشد جان‌ها ما به مهمان خدا بر سر اسرار شویم

G1647:4

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 روز شادی است بیا تا همگان یار شویم·دست با هم بدهیم و بر دلدار شویم
  2. 2 چون در او دنگ شویم و همه یک رنگ شویم·همچنین رقص کنان جانب بازار شویم
  3. 3 روز آن است که خوبان همه در رقص آیند·ما ببندیم دکان‌ها همه بی‌کار شویم
  4. 4 روز آن است که تشریف بپوشد جان‌ها·ما به مهمان خدا بر سر اسرار شویم
  5. 5 روز آن است که در باغ بتان خیمه زنند·ما به نظاره ایشان سوی گلزار شویم

ganjoor: sh1647 · public domain