ديوان شمس غزل ١٦٧٦ بيت ٨ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۶۷۶

  1. آزمودم مردگی و زندگی در فنا و در بقا نشکیفتم

G1676:8

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 عاقبت ای جان‌فزا نشکیفتم·خشم رفتم بی‌شما نشکیفتم
  2. 2 در جدایی خواستم تا خو کنم·راستی گویم‌، جدا نشکیفتم
  3. 3 کی شکیبد خود کهی از کهربا‌؟·کاهم و از کهربا نشکیفتم
  4. 4 هر جفاکش طالب روز وفاست·من جفاکش از وفا نشکیفتم
  5. 5 نرم نرمک گویدم بازآمدی·گویمش ای جان ما نشکیفتم
  6. 6 ای دل و ای جان و چشم روشنم·بی‌پناه توتیا نشکیفتم
  7. 7 بر سرم می‌زد که دیدی تو سزا·ناسزایم ناسزا نشکیفتم
  8. 8 آزمودم مردگی و زندگی·در فنا و در بقا نشکیفتم
  9. 9 مطربا این پرده گو بهر خدا·ای خدا و ای خدا نشکیفتم

ganjoor: sh1676 · public domain