ديوان شمس غزل ١٦٧٨ بيت ٦ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۶۷۸

  1. باده آنگه شود انگور تنم که بکوبد به لگد عصارم

G1678:6

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 من اگر نالم اگر عذر آرم·پنبه در گوش کند دلدارم
  2. 2 هر جفایی که کند می رسدش·هر جفایی که کند بردارم
  3. 3 گر مرا او به عدم انگارد·ستمش را به کرم انگارم
  4. 4 داروی درد دلم درد وی است·دل به دردش ز چه رو نسپارم
  5. 5 عزت و حرمتم آنگه باشد·که کند عشق عزیزش خوارم
  6. 6 باده آنگه شود انگور تنم·که بکوبد به لگد عصارم
  7. 7 جان دهم زیر لگد چون انگور·تا طرب ساز شود اسرارم
  8. 8 گرچه انگور همه خون گرید·که از این جور و جفا بیزارم
  9. 9 پنبه در گوش کند کوبنده·که من از جهل نمی‌افشارم
  10. 10 تو گر انکار کنی معذوری·لیک من بوالحکم این کارم
  11. 11 چون ز سعی و قدمم سر کردی·آنگهی شکر کنی بسیارم

ganjoor: sh1678 · public domain