ديوان شمس› غزل ١٦٩٥› بيت ٩ → السابق
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۶۹۵
- در عشق شمس تبریز سلطان تاجدارم چون او به تخت آید من پیش او وزیرم
G1695:9
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 پیش چنین جمال جان بخش چون نمیرم·دیوانه چون نگردم زنجیر چون نگیرم
- 2 چون باده تو خوردم من محو چون نگردم·تو چون میی من آبم تو شهد و من چو شیرم
- 3 بگشا دهان خود را آن قند بیعدد را·عذر ار نمیپذیری من عشوه می پذیرم
- 4 دانی که از چه خندم از همت بلندم·زیرا به شهر عشقت بر عاشقان امیرم
- 5 با عشق لایزالی از یک شکم بزادم·نوعشق می نمایم والله که سخت پیرم
- 6 آن چشم اگر گشایی جز خویش را نشایی·ور این نظر گشایی دانی که بینظیرم
- 7 اندر تنور سردان آتش زنم چو مردان·و اندر تنور گرمان من پختهتر خمیرم
- 8 در لطف همچو شیرم اندر گلو نگیرم·تا در غلط نیفتی گر شور چون پنیرم
- 9 در عشق شمس تبریز سلطان تاجدارم·چون او به تخت آید من پیش او وزیرم
ganjoor: sh1695 · public domain