ديوان شمس غزل ١٧٠٠ بيت ٢ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۷۰۰

  1. زان لقمه کس نخورده‌ست یک ذره زان نبرده‌ست بنگر به عزت من کان را همی‌بخایم

G1700:2

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 عالم گرفت نورم بنگر به چشم‌هایم·نامم بها نهادند گرچه که بی‌بهایم
  2. 2 زان لقمه کس نخورده‌ست یک ذره زان نبرده‌ست·بنگر به عزت من کان را همی‌بخایم
  3. 3 گر چرخ و عرش و کرسی از خلق سخت دور است·بیدار و خفته هر دم مستانه می برآیم
  4. 4 آن جا جهان نور است هم حور و هم قصور است·شادی و بزم و سور است با خود از آن نیایم
  5. 5 جبریل پرده دار است مردان درون پرده·در حلقه شان نگینم در حلقه چون درآیم
  6. 6 عیسی حریف موسی یونس حریف یوسف·احمد نشسته تنها یعنی که من جدایم
  7. 7 عشق است بحر معنی هر یک چو ماهی در بحر·احمد گهر به دریا اینک همی‌نمایم

ganjoor: sh1700 · public domain