ديوان شمس› غزل ١٧٠٠› بيت ٣ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۷۰۰
- گر چرخ و عرش و کرسی از خلق سخت دور است بیدار و خفته هر دم مستانه می برآیم
G1700:3
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 عالم گرفت نورم بنگر به چشمهایم·نامم بها نهادند گرچه که بیبهایم
- 2 زان لقمه کس نخوردهست یک ذره زان نبردهست·بنگر به عزت من کان را همیبخایم
- 3 گر چرخ و عرش و کرسی از خلق سخت دور است·بیدار و خفته هر دم مستانه می برآیم
- 4 آن جا جهان نور است هم حور و هم قصور است·شادی و بزم و سور است با خود از آن نیایم
- 5 جبریل پرده دار است مردان درون پرده·در حلقه شان نگینم در حلقه چون درآیم
- 6 عیسی حریف موسی یونس حریف یوسف·احمد نشسته تنها یعنی که من جدایم
- 7 عشق است بحر معنی هر یک چو ماهی در بحر·احمد گهر به دریا اینک همینمایم
ganjoor: sh1700 · public domain