ديوان شمس غزل ١٨٠٩ بيت ١٠ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۸۰۹

  1. هر شب خیال دلبرم دست آورد خارد سرم تا برد آخر عاقبت دستار من دستار من

G1809:10

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 بر گرد گل می گشت دی نقش خیال یار من·گفتم درآ پرنور کن از شمع رخ اسرار من
  2. 2 ای از بهار روی تو سرسبز گشته عمر من·جان من و جان همه حیران شده در کار من
  3. 3 ای خسرو و سلطان من سلطان سلطانان من·ای آتشی انداخته در جان زیرکسار من
  4. 4 ای در فلک جان ملک در بحر تسبیح سمک·در هر جمال از تو نمک ای دیده و دیدار من
  5. 5 سردفتر هر سروری برهان هر پیغامبری·هم حاکمی هم داوری هم چاره ناچار من
  6. 6 خاکم شده گنجور زر از تابش خورشید تو·وز فر تو پرها دمد از فکرت طیار من
  7. 7 ای در کنار لطف تو من همچو چنگی بانوا·آهسته‌تر زن زخمه‌ها تا نگسلانی تار من
  8. 8 تا نوبهار رحمتت درتافت اندر باغ جان·یا خار در گل یاوه شد یا جمله گل شد خار من
  9. 9 از دولت دیدار تو وز نعمت بسیار تو·صد خوان زرین می نهد هر شب دل خون خوار من
  10. 10 هر شب خیال دلبرم دست آورد خارد سرم·تا برد آخر عاقبت دستار من دستار من
  11. 11 آن کم برآورد از عدم هر لحظه در گفت آردم·تا همچو در کرد از کرم گفتار من گفتار من

ganjoor: sh1809 · public domain