ديوان شمس غزل ١٨١٥ بيت ١ التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۸۱۵

  1. من خوشم از گفت خسان وز لب و لنج ترشان من بکشم دامن تو دامن من هم تو کشان

G1815:1

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 من خوشم از گفت خسان وز لب و لنج ترشان·من بکشم دامن تو دامن من هم تو کشان
  2. 2 جان من و جان تو را هر دو به هم دوخت قضا·خوش خوش خوش خوشم پیش تو ای شاه خوشان
  3. 3 زانک مرا داد لبش نیست لبی را اثرش·ز آنچ چشیدم ز لبت هیچ لبی را مچشان
  4. 4 آنک ترش روی بود دانک درم جوی بود·از خم سرکه است همه با شکرانش منشان
  5. 5 گفتم ای شاه علم من که میان عسلم·از عسل من که چشد گفت لب خوش منشان

ganjoor: sh1815 · public domain