ديوان شمس› غزل ١٨١٥› بيت ٤ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۸۱۵
- آنک ترش روی بود دانک درم جوی بود از خم سرکه است همه با شکرانش منشان
G1815:4
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 من خوشم از گفت خسان وز لب و لنج ترشان·من بکشم دامن تو دامن من هم تو کشان
- 2 جان من و جان تو را هر دو به هم دوخت قضا·خوش خوش خوش خوشم پیش تو ای شاه خوشان
- 3 زانک مرا داد لبش نیست لبی را اثرش·ز آنچ چشیدم ز لبت هیچ لبی را مچشان
- 4 آنک ترش روی بود دانک درم جوی بود·از خم سرکه است همه با شکرانش منشان
- 5 گفتم ای شاه علم من که میان عسلم·از عسل من که چشد گفت لب خوش منشان
ganjoor: sh1815 · public domain