ديوان شمس› غزل ١٨٧› بيت ٢ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۸۷
- نادر جمال باید کاندر زبان نیاید تا سجده راست آید مر آدم صفی را
G187:2
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 از سینه پاک کردم افکار فلسفی را·در دیده جای کردم اشکال یوسفی را
- 2 نادر جمال باید کاندر زبان نیاید·تا سجده راست آید مر آدم صفی را
- 3 طوری چگونه طوری نوری چگونه نوری·هر لحظه نور بخشد صد شمع منطفی را
- 4 خورشید چون برآید هر ذره رو نماید·نوری دگر بباید ذرات مختفی را
- 5 اصل وجودها او دریای جودها او·چون صید میکند او اشیاء منتفی را
ganjoor: sh187 · public domain