ديوان شمس› غزل ١٨٨٢› بيت ١ التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۸۸۲
- آن کس که تو را بیند وانگه نظرش بر تن ز آیینه ندیدهست او الا سیهی آهن
G1882:1
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 آن کس که تو را بیند وانگه نظرش بر تن·ز آیینه ندیدهست او الا سیهی آهن
- 2 از آب حیات تو دور است به ذات تو·کز کبر برآید او بالا مثل روغن
- 3 پای تو چو جان بوسد تا حشر لبان لیسد·از لذت آن بوسه ای روت مه روشن
- 4 گفتم به دلم چونی گفتا که در افزونی·زیرا که خیالش را هستم به خدا مسکن
- 5 در سینه خیال او وان گاه غم و غصه·در آب حیات او وانگه خطر مردن
ganjoor: sh1882 · public domain