ديوان شمس غزل ١٨٨٢ بيت ٤ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۸۸۲

  1. گفتم به دلم چونی گفتا که در افزونی زیرا که خیالش را هستم به خدا مسکن

G1882:4

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 آن کس که تو را بیند وانگه نظرش بر تن·ز آیینه ندیده‌ست او الا سیهی آهن
  2. 2 از آب حیات تو دور است به ذات تو·کز کبر برآید او بالا مثل روغن
  3. 3 پای تو چو جان بوسد تا حشر لبان لیسد·از لذت آن بوسه ای روت مه روشن
  4. 4 گفتم به دلم چونی گفتا که در افزونی·زیرا که خیالش را هستم به خدا مسکن
  5. 5 در سینه خیال او وان گاه غم و غصه·در آب حیات او وانگه خطر مردن

ganjoor: sh1882 · public domain