ديوان شمس› غزل ٢٠٣٠› بيت ٢ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۰۳۰
- گفتی مرا به خنده خوش باد روزگارت کس بیتو خوش نباشد رو قصه دگر کن
G2030:2
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 گفتی مرا که چونی در روی ما نظر کن·گفتی خوشی تو بیما زین طعنهها گذر کن
- 2 گفتی مرا به خنده خوش باد روزگارت·کس بیتو خوش نباشد رو قصه دگر کن
- 3 گفتی ملول گشتم از عشق چند گویی·آن کس که نیست عاشق گو قصه مختصر کن
- 4 در آتشم در آبم چون محرمینیابم·کنجی روم که یا رب این تیغ را سپر کن
- 5 گستاخمان تو کردی گفتی تو روز اول·حاجت بخواه از ما وز درد ما خبر کن
- 6 گفتی شدم پریشان از مفلسی یاران·بگشا دو لب جهان را پردر و پرگهر کن
- 7 گفتی کمر به خدمت بربند تو به حرمت·بگشا دو دست رحمت بر گرد من کمر کن
ganjoor: sh2030 · public domain