ديوان شمس غزل ٢٠٦٠ بيت ٤ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۰۶۰

  1. چون شدی از خود نهان زود گریز از جهان روی تو واپس مکن جانبِ خود هان و هان!

G2060:4

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 یک غزل آغاز کن بر صفتِ حاضران·ای رخِ تو همچو شمع، خیز درآ در میان
  2. 2 نور ده آن شمع را روح ده این جمع را·از دو رخِ همچو شمع وز قدحِ همچو جان
  3. 3 سوی قدح دست کن، ما همه را مست کن·زآنکِ کسی خوش نشد تا نشد از خود نهان
  4. 4 چون شدی از خود نهان زود گریز از جهان·روی تو واپس مکن جانبِ خود هان و هان!
  5. 5 این سخن همچو تیر، راست کِشَش سویِ گوش·تا نکشی سوی گوش کِی بِجَهَد از کمان ؟
  6. 6 بس کن از اندیشه بس! کاو گویدت هر نفس·کای عجب آن را چه شد؟ اه چه کنم؟ کو فلان؟

ganjoor: sh2060 · public domain