ديوان شمس› غزل ٢٢٤٠› بيت ٣ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۲۴۰
- شست حق است آرزو و روح ماهی است صیاد جان فداست چه زیباست آرزو
G2240:3
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 ننشیند آتشم چو ز حق خاست آرزو·زین سو نظر مکن که از آن جاست آرزو
- 2 تردامنم مبین که از آن بحر تر شدم·گر گوهری ببین که چه دریاست آرزو
- 3 شست حق است آرزو و روح ماهی است·صیاد جان فداست چه زیباست آرزو
- 4 چون این جهان نبود خدا بود در کمال·ز آوردن من و تو چه میخواست آرزو
- 5 گر آرزو کژ است در او راستی بسی است·نی کز کژی و راست مبراست آرزو
- 6 آن کان دولتی که نهان شد به نام بد·آن چیست کژ نشین و بگو راست آرزو
- 7 موری است نقب کرده میان سرای عشق·هر چند بیپر است و به پرواست آرزو
- 8 مورش مگو ز جهل سلیمان وقت او است·زیرا که تخت و ملک بیاراست آرزو
- 9 بگشای شمس مفخر تبریز این گره·چیزی است کو نه ماست و نه جز ماست آرزو
ganjoor: sh2240 · public domain