ديوان شمس غزل ٢٣٠٠ بيت ١ التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۳۰۰

  1. با زر غم و بی‌زر غم آخر غم با زر به چون راهروی باری راهی که برد تا ده

G2300:1

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 با زر غم و بی‌زر غم آخر غم با زر به·چون راهروی باری راهی که برد تا ده
  2. 2 بشنو سخن یاران بگریز ز طراران·از جمع مکش خود را استیزه مکن مسته
  3. 3 آدم ز چه عریان شد دنیا ز چه ویران شد·چون بود که طوفان شد ز استیزه که با مه
  4. 4 تا شمع نمی‌گرید آن شعله نمی‌خندد·تا جسم نمی‌کاهد جان می‌نشود فربه
  5. 5 خوی ملکی بگزین بر دیو امیری کن·گاو تو چو شد قربان پا بر سر گردون نه

ganjoor: sh2300 · public domain